* آن روزها که تجسم گل خند بکر اطلسی های پاک دلبافته سیمای خردسالی، اتحاف رویش مریم غزل ترانه بهشت کودکیم بود، پویش و جویش، تجلی تعمیدی نبض سبز رقص آلاله های برین پالیز شکفتن را به دست مایه نشست.
* آن روزها که لیلیوم غریبانه کنش جویبار لطافت، کانون محض تقلای نرگس ها پویان عاطفه بود، آفتاب، حدیث افتان کنه را ناباورانه به ترانه نشست.
* آن روزها که ردای اهورایی صلابت، اتحاد ایستایش پرستوهای آفاق پدرام آرمان بود، ضیافت پایش انگشتان همت، نیلی آسمان را به بهانه نشست.
* آن روزها که نهضت آریایی ادراک، ثابت طراوت رازقی های به خود تافته آفرینش بود، بغض مسرود ترانه، شوق زایش را به کمانه نشست.
* آن روزها که گهواره قامت پروانه، اکسیژن بالش بلندای رنگ بود، ناب گزارش طراوت، مسخ بایش را به زبانه نشست.
* آن روزها که سرخ فام زایش ترانه، ململ تپش آلاو اندیشه بود، بای نبض عاطفه، تن پوش غزل را به سرانه نشست.
* آن روزها که اکسیر ثبات ابریشم، بهت نیلوفر بود بر دامان شبنم، تصویر اشک اقاقی، متن پویش را به کرانه نشست.
* آن روزها که مامن ترانه، شراب گذار تردید بود، عطر تقویم گلبرگ،
* آن روزها که شکل معراج رود، پیدایش برگ بود در
* آن روزها که حدیث
* آن روزها که
* آن روزها
* آن روز
* آن رو
* آن
* آ
* ا
* .
* .
* .
*
آرش
