تبليغاتX
پرسه نشینان تنهایی - بهشت کودکی
سه شنبه هفتم فروردین 1386
بهشت کودکی

 

 

 

بهشت کودکی

 

 

 

* آن روزها که تجسم گل خند بکر اطلسی های پاک دلبافته سیمای خردسالی، اتحاف رویش مریم غزل ترانه بهشت کودکیم بود، پویش و جویش، تجلی تعمیدی نبض سبز رقص آلاله های برین پالیز شکفتن را به دست مایه نشست.

* آن روزها که لیلیوم غریبانه کنش جویبار لطافت، کانون محض تقلای نرگس ها پویان عاطفه بود، آفتاب،  حدیث افتان کنه را ناباورانه به ترانه نشست.

* آن روزها که ردای اهورایی صلابت، اتحاد ایستایش پرستوهای آفاق پدرام آرمان بود، ضیافت پایش انگشتان همت، نیلی آسمان را به بهانه نشست.

* آن روزها که نهضت آریایی ادراک، ثابت طراوت رازقی های به خود تافته آفرینش بود، بغض مسرود ترانه، شوق زایش را به کمانه نشست.

* آن روزها که گهواره قامت پروانه، اکسیژن بالش بلندای رنگ بود، ناب گزارش طراوت، مسخ بایش را به زبانه نشست.

* آن روزها که سرخ فام زایش ترانه، ململ تپش آلاو اندیشه بود، بای نبض عاطفه، تن پوش غزل را به سرانه نشست.

* آن روزها که اکسیر ثبات ابریشم، بهت نیلوفر بود بر دامان شبنم، تصویر اشک اقاقی، متن پویش را به کرانه نشست.

* آن روزها که مامن ترانه، شراب گذار تردید بود، عطر تقویم گلبرگ،

* آن روزها که شکل معراج رود، پیدایش برگ بود در

* آن روزها که حدیث

* آن روزها که

* آن روزها

* آن روز

* آن رو

* آن

* آ

* ا

* .

* .

* .

*

 

                                                                                   آرش

 

22:22 | کانون پرسه نشینان تنهایی | | پرتاب به این نوشته